Wordpress Themes

یک دل و دو دلبر

من درباره نوشته ای که به خورد مخاطبم می دهم مسئولم. این جمله مدت هاست که تو حلقومم گیر کرده بود و می خواستم بگم ولی مدام مشغول کلنجار رفتن با خودم بودم.
در واقع درگیری اصلی که با خودم دارم بر سر تعریف وبلاگ است. از نوشته ها و نانوشته های این چند ماهه ام شاید پیدا باشد که بین دل خودم و راضی نگه داشتن مخاطبم موندم! مسخره نکنید، حتما نباید روزی یک میلیون نفر بازدید کننده داشت تا چنین دغدغه هایی پیدا شود. 
بعضی وقت ها به شدت خصوصی می نویسم، تا حدی که هیچ کس متوجه منظور واقعیم نمیشه ولی بعدش این سوال پیش میاد که اگر این مساله اینقدر خصوصیه چرا دارم تو وبلاگم می نویسمش؟! که البته برای این سوال هم یک جواب درست و حسابی در آستین دارم:اگر اینجا ننویسم کجا بنویسم!
ولی وقتی یاد این مساله می افتم که چند نفر دوست و دشمن و غریبه وقتشون رو میذارن تا این چند خط رو بخونن احساس مسئولیت می کنم و باز همون جمله اولی تو ذهنم میاد:«من درباره نوشته ای که به خورد مخاطبم می دهم مسئولم»
 
اینها دغدغه هایی هستند که هر وقت یک وبسایت معتبر یا یک بلاگر معروف وبلاگ من رو قابل لینک دادن می دونن در ذهنم بوجود میاد..
به هر حال چیزی که مشخصه اینه که مخاطب مسئولیت میاره و من دیگه اجازه ندارم هر چرندی رو بنویسم. سعی می کنم از این به بعد بیشتر روی مطالب وقت بذارم و بهتر و بدرد بخور تر بنویسم. امیدوارم بتونم هم دل خودم رو راضی نگه دارم و هم شما رو…
 
پی نوشت: دیروز روز خبرنگار بود، به همه دوستای خبرنگارم مبارک باشه. ممنون از اونایی که من رو هم قاطی خبرنگار ها حساب کردند و این چند روز به روش های مختلف پیام تبریک فرستادند. در ضمن تبریکات ویژه من نثار جناب امید محدث (دامه برکاته و حرکاته)
 

گروگان گیری در افغانستان و دو سناریو پیش رو

گروگان گیری یکی از معمول ترین روش های فاندامنتالیسم های بن لادنی برای گرفتن امتیاز های مختلف است. گروگان گرفتن بیست و یک کره ای که همگی برای کمک به مردم افغانستان شهر و زندگی خود را رها کرده بودند هرچند به شدت تلخ می نماید اما نحوه رفتار مسئولین کره ای، افغانی و نیروهای اعتلاف در مقابل این عمل بسیار مهم است و می تواند مشوق و یا بازدارنده رفتار های مشابه در آینده باشد.
اجازه بدهید دو سناریو را برای پایان این ماجرا فرض کنیم:
 
نخست فرض کنید که دولت کره بتواند فشار لازم را به دولت افغانستان و مقامات آمریکایی (به عنوان رهبر گروه اعتلاف علیه تروریسم) وارد کنند و آنها را مجبور کنند که خواسته طالبان مبنی بر آزادی هشت زندانی این گروه را بپذیرند. این یکی از معمول ترین رفتار های دولت های درگیر با گروگان گیری است که البته پس از به نتیجه نرسیدن تلاش های پلیسی برای آزادی گروگان ها انجام می پذیرد. اتفاقی که می افتد این است که گروگانگیر ها به خواسته خود می رسند و به طور طبیعی گروگان گیری را یک امر زود بازده برای رسیدن به اهداف غیر متعارفشان قلمداد می کنند و در طرح ریزی سایر عملیات های مشابه درنگ نخواهند کرد. این عمل هرچند در کوتاه مدت یک پیروزی قلمداد می شود و ممکن است موجب رضایت سطحی مردم از دولت ها شود اما در دراز مدت به گستاخ تر شدن گروگان ها می انجامد و ضررش بیشتر از منفعتش است.
 
اما سناریو دوم خیلی کمتر اتفاق می افتد ولی به نظر من بهترین روش است. بگذارید یک مثال بزنم، خاطرتان هست چند سال پیش یک عده چریک اهل کوزوو بجه های مدرسه ای در روسیه را گروگان گرفتند؟! آنها هم خواستار آزادی یکی از رهبرانشان بودند و امتیاز های عجیب و غریبی را می خواستند از دولت روسیه بگیرند. و هر روز هم تهدید می کردند که دانش اموزان را می کشند. اما ارتش روسیه در یک اقدام حیرت انگیز و ناگهانی وارد عمل شد و مدرسه را بر سر گروگان ها و گروگان گیر ها خراب کرد و همه را از بین برد.
خیلی سریع موج انقاد ها از طرف رسانه ها و گروه های مدافع حقوق بشر به کرملین سرازیر شد و همگان اقدام ارتش روسیه را اقدامی شتاب زده ارزیابی کردند. ولی هرچند در نگاه اول این یک عمل وحشیانه به نظر می رسید ولی دولت روسیه به جدایی طلب ها و گروه های مخالف نشان داد که با کسی تعارف ندارد و از این باج ها به کسی نمی دهد. گروه های تند رو و مخالف هم متوجه شدند که با گروگان گیری نمی توانند از دولت روسیه امتیاز بگیرند. نتیجه اینکه از آن زمان به بعد شاهد عملیات گسترده ای از طرف گروه های مخالف کرملین نبودیم.
 
متاسفانه بیشتر دولت های جهان به سادگی توسط گروه های تروریستی به بازی گرفته می شوند و رفتار هایشان همگی در جهت ترویج تروریسم است. کشته شدن دو نفر از بیست و یک گروگان کره ای قلب هر انسانی را به درد می آورد و آزادی نوزده نفر باقیمانده آرزوی قلبی همه انسان های جهان است اما باید دید که آیا ارزش دارد که آزادی نوزده نفر به بی ثبات شدن جهان و افزایش تهدید برای میلیون ها نفر کمک کند؟! هرچند نتیجه مشخص است ولی باز هم قضاوت بسیار دشوار است.  

پوزش به خاطر چند روز تعطیلی

دلیل تعطیلی وبلاگم در این چند روز این بود که دولت آمریکا لطف کردند و یکی از سرور هایی که به ایرانی ها خدمات می داد رو تعطیل کردند و به همین خاطر وبلاگ من هم برای چند روز (دقیقا نمی دونم چند روز) تعطیل شده بود. الان نمی دونم داریوش چه ژانگولری اجرا کرده که وبلاگ های پایگان دوباره همگی صحیح و سالم سر جاشون هستن ولی مهم اینه که فعلا وبلاگم سالمه! (دست داریوش درد نکنه)
 
البته این اتفاق به هیچ وجه بد نبود و در واقع به نفع من بود. به این خاطر که با آی اس پی قبلی نمی تونستم وارد وبلاگم بشم ولی بعد از این تغییرات دیگه این مشکل وجود نداره! بنابر این حرف جناب جورج بوش که گفته بودند قرار نیست تحریم ها به مردم ایران ضربه بزنه نفی نشد بلکه این تحریم نه تنها ضربه ای نزد بلکه به نفع من هم بود!
 
این هم توضیح برای دوستانی که تو این چند روز پرس و جو می کردند و می خواستندند ببینند سر وبلاگم چه بلایی اومده. تا چند ساعت دیگه سعی می کنم یه پست جدید بنویسم