Wordpress Themes

سکوت، سکوتی گزنده…

 
گفتم بهار
خنده زد و گفت
 ای دریغ
 دیگر بهار رفته نمی آید
گفتم پرنده ؟
گفت اینجا پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست
گفتم
درون چشم تو دیگر ؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
 اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست
 
-حمید مصدق 

۴ نظر برای “سکوت، سکوتی گزنده…”

  1. هدی گفته:

    …….و دانشگاههم تعطیل بود! انتظامات میگفت:” برق قطع است” جالب اینجاست که پنکه ی اتاقکشان روشن بود و با دور تند کار می کرد!! D:

  2. touraj گفته:

    در دیار نا کسان جز نغمه کر کسها نشنوی

  3. مهرنوش گفته:

    من شما را در نظرات وبلاگ آقای تورج عاطف دیدم . خیلی جالب بود . خوشحال می شم به من سر بزنید !

  4. فرشید گفته:

    be zehnam chizi nemirese
    hese khoobi nadaram

محل نوشتن نظرات