درباره پرسش و پاسخ خورشید خانم و هودر
هزار بار گفته ام یکبار دیگر هم می گویم! صرف انجام دادن یک کار اشتباه از سوی یک فرد یا دولت این مجوز را به هیچ فرد یا دولتی نمی دهد که آن کار را تکرار کند. به این می گویند مغلطه تشبث به غیر٬ یعنی با اشاره به کار غلطی که دیگری کرده سعی کنیم به کار غلط خودمان مشروعیت ببخشیم.
حالا چرا اینها را می نویسم؟! چند وقت پیش خورشید خانم برای هودر چند سوال مطرح کرد که بخشی از این سوال و جواب رو عینا اینجا نقل می کنم (متن کامل را اینجا بخوانید):
چرا وقتی که هاله اسفندیاری زندانه و دستش کوتاهه از تلاش هایی که براش می شه و کنترلی روشون نداره٬ می ری می گردی ببینی کی داره برای آزادی اش تلاش می کنه و تو بوغ و کرنا می کنی که فلان شخص مثلا طرفدار جنگ عراق بوده و اینا؟ چرا به خاطر اجندای خودت پرونده هاله اسفندیاری رو که به هر حال نقشی نداشته تو دعوت از آدم هایی که دارن برای آزادی اش تلاش می کنن سنگین تر می کنی؟
بگذار اول بگویم چرا با برخورد قانونی و قضایی با آدمهایی مثل هاله اسفندیاری اصولا موافقم.
فرض کن یک استاد علومسیاسی آمریکایی که تابعیت ایرانی هم گرفته رفته باشد بقول دادابیس در دانشگاه امام صادق تهران و ده سال باشد که به عنوان رییس آنجا به باهوشترین دانشجویان جمهوری اسلامی دربارهی نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی آمریکا درس بدهد. در عین حال، نامش هم به عنوان عضو هیات مدیره یکی از زیرمجموعههای دانشگاه امام حسین سپاه پاسداران که راجع به مسایل نژادی در آمریکا به سپاه پاسداران و وزارت دفاع ایران مشاورهی محرمانه میدهد آمده باشد.
شک نداشته باش که این آقا یا خانم آمریکایی به محض اینکه پایش را در خاک آمریکا بگذارد بازداشت خواهد شد و اگر شانس بیاورد و پس از دو سال ناپدید شدن سر از گوانتانامو در نیاورد، ماهها توسط سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا بازجویی خواهد شد و آخرسر هم توسط دادگاه به اتهام همکاری آگاهانه و فعالانه با دشمن آمریکا محاکمه خواهد شد.
هاله اسفندیاری دقیقا معادل برعکس این استاد آمریکایی فرضی ما است. او رییس بخش خاورمیانه در یکی از برجستهترین و نخبهپرورترین مراکز آکادمیک سیاست خارجی آمریکا بوده، سالها دربارهی جوانان، دانشجویان و جنبش زنان در ایران کار تحقیقاتی برای آمریکاییها کرده و در عین حال در هیات مشاوران گروه جوانان موسسهی تحقیقاتی رند (Rand) که مال پنتاگون است عضو است.
هر کس جای جمهوری اسلامی بود شهروندی با چنین مشخصات را حتما بازجویی و بازداشت و شاید هم محاکمه میکرد. ولی خب، اگر هنوز بخاطر تنفر کور از خامنهای و احمدینژاد انصافت را از دست نداده باشی، باید بدانی که جمهوری اسلامی هرگز زندان گوانتانامو برای مخالفان سیاسیاش درست نکرده است.
ولی رسانهها و سازمانهای «غربی» حقوق بشر دارند جوری درباره اسفندیاری حرف میزنند که انگار ایران یک خانم مسن بیگناه را که به جرم اینکه فقط دلش برای وطنش میسوزد و دنبال نزدیکی دو کشور ایران و آمریکا است دستگیر و زندانی کرده.
اینجاست که یک دفعه آدم چیزهایی میبیند که معلوم میکند پشت این جور دفاع رسانههای و سازمانهای حقوق بشر چیست. مثلا این کسی تو میگویی، زینب السویجی، یک زن عراقی تبعیدی ساکن واشنگتن است که سابقهاش را در حمایت از بوش برای حمله به عراق و نزدیکیاش به جنگطلبان کاخ سفید مثل روز روشن است و فقط احتیاج به دو دقیقه جستجو در اینترنت دارد.
آن وقت اینکه سازمان عفو بینالملل با آگاهی از سابقهی این زن میآید و از او دعوت میکند که به نفع هاله اسفندیاری و آزادی آن در نیویوک سخنرانی کند مشخص میکند که نیت اصلی پشت این دفاع چیست. برای همین من به عنوان یک روزنامهنگار وظیفهی خودم میبینم که این واقعیت تلخ را ببینم و گزارش کنم.
در واقع در این مورد دوم من موضوعام خود هاله اسفندیاری نیست، چون توضیح دادم که چرا با برخورد قضایی با او توسط جمهوری اسلامی کاملا موافقم.
بلکه موضوع حرفم آشکار کردن نیت سیاسی پشت این جور حمایتهایی است که از طرف سازمانهای حقوق بشر میشود و در واقع ربط دارد به همان ایدهی ربوده شدن گفتمان حقوق بشر که پایینتر راجع به آن صحبت میکنم.
برای کسانی که احتمالا نمی دانند توضیح بدهم که حسین درخشان در مدت اخیر همواره منتظر نشسته تا یک نفر به زندان بیفتد و مفت و مجانی نقش راپورتچی دربار را برای آقای مرتضوی و شرکا بازی کند و حالا که از سوی خورشید خانم با این پرسش مواجه می شود که «چرا برای اجندای خودت پرونده هاله اسفندیاری رو سنگین تر می کنی؟!» جواب میده چون دولت آمریکا در موقعیت مشابه با اینگونه اساتید برخورد می کنه و آنها رو محاکمه می کنه پس جمهوری اسلامی هم حق داره که چنین کاری رو بکنه و جناب درخشان با افتخار اعلام می کنند که با برخورد قضایی با هاله اسفندیاری موافقند و در جهت پس گرفتن گفتمان ربوده شده حقوق بشر٬ مدارکی رو می کند که باعث سنگین تر شدن پرونده این استاد ایرانی-آمریکایی می شود.
من با آن بخش از نظرات درخشان که می گوید گفتگوی حقوق بشر توسط آمریکا ربوده شده کاملا موافقم ولی این دلیل نمی شود ما به خاطر اتفاقاتی که در آمریکا می افتد به به دولت ایران حق رفتار مشابه را بدهیم و از همه بدتر نقش آتش بیار معرکه را هم بازی کنیم!
هاله اسفندیاری و علی شاکری و هشت دانشجوی پلیتکنیک و صدها و صدها نفر دیگر به ناحق در بند هستند. اگر آمریکا هم با مخالفنش اینگونه برخورد می کند به خودش و مردم آمریکا مربوط است. مگر آنها معلم ما هستند که هر غلطی که کردند را باید تکرار کنیم؟!