فرزندان مونالیزا
(فربد در وبلاگش از این مطلب انتقاد کرده…اینجا کلیک کنید)
زیگعلی تو وبلاگش یادداشتی گذاشته و زده زیر بساط داف و زاخار و تئوری زاف رو ارائه کرده!
خلاصه اش میشه اینکه، دوره جنسیت تموم شده و مرزهای دختر و پسر بودن رو باید شکوند. دیگه هیچ چیز مطلق نیست، حتی جنسیت!
اما این تئوری یک ریشه خیلی قدیمی داره و میشه نشانه هایی از اون در بین جملات و کار های استاد بزرگ، لئوناردو داوینچی، هم پیدا کرد…
حتما شما هم راجع به تابلوی مونالیزا و لبخند اسرار آمیزش چیز هایی شنیدید. این شاهکار هنری رو داوینچی در اوایل قرن شانزدهم خلق کرد و بیش از اندازه بهش علاقمند بود و اون رو ناب ترین دستاوردش خوانده بود(یکی از دلایل شهرت این نقاشی، علاقه بی حد و حصر داوینچی به اون بوده) به طوری که هر جا می رفت اون رو با خودش و هر بار که دلیلش رو از او می پرسیدند می گفت:"جدایی از والاترین توصیف زیبایی زنانه، دشوار است."
نمایشگاه بررسی آثار داوینچی در پاریس / عکس:هوراسیو ویالوبوس
همین مساله باعث شد تا عده ای حرف در بیارن و بگن که مونالیزا معشوقه داوینچی بوده ولی معلومه که این حرف دروغه، چون داوینچی همجنسگرا بوده. اما چطور میشه که یک همجنسگرا اینقدر محو زیبایی زنانه مونالیزا شده؟! دقیقا نکته همینجاست که مونالیزا اصلا زن نبوده بکله دو جنسه است…بنا بر این مونالیزا نه داف بوده و نه زاخار، بلکه یک زاف واقعی است!
اگر دقت کنید می بینید که پس زمینه کار یکدست نیست و داوینچی افق چپ رو به طرز معنا داری پایین تر از افق راست کشیده و به این ترتیب مونالیزا از سمت چپ بزرگتر به نظر میاد تا از سمت راست!
از نظر تاریخی مفاهیم زن و مرد دارای جهت بودن، چپ مونثِ و راست مذکر! داوینچی هم یکی از طرفداران اصول مونث بوده و با این شوخی کوچیک کاری کرده تا مونالیزا از سمت چپ با شکوه تر به نظر بیاد
در واقع داوینچی با توازن بین زن و مرد موافق بود و در دست نوشته هاش هم این جمله رو پیدا کردن که گفته:"روح انسان نجات پیدا نمی کنه مگر اینکه هر دو وجه مونث و مذکر رو داشته باشه" به زبون خودمون یعنی زاف(=زاخار+داف) باشه
داوینچی یک شوخی بزرگ دیگه هم در این تابلو کرد. تازگی با آنالیز های کامپیوتری تصویر مونالیزا، کشف کردند که بین صورت لئوناردو داوینچی و صورت کسی که در تابلو هست شباهت های بسیاری وجود داره و در واقع میشه گفت داوینچی خودش رو نقاشی کرده!
پس مونالیزا نه مونثِ و نه مذکر بلکه تلفیق زیرکانه ای از هر دوی اوناست.
این یکی از کارهای اندی وارهوله، بهزاد هم چند وقت پیش راجع به وارهول نوشته بود که اینجا می تونید بخونیدش
اما اگر این دلایل نتونستن دو جنسه بودن مونالیزا رو برای شما اثبات بکنند، سرنخ بزرگ دیگه ای هم توسط داوینچی در تابلو گذاشته شده و اون اسم این تابلوست!
"آمون" الهه باروری در بین خدایان مصری است و به نوعی نماد مذکر بودن شناخته میشه از طرفی همتای آمون به نام "ال لیزا" شناخته می شده و رب النوع مونث بوده. اگر این دو اسم رو با هم جمع بکنیم میشه آمون+ال لیزا= مونالیزا
بنابراین نه تنها چهره مونالیزا دو جنسه بوده بلکه حتی اسم اون هم مقلوبی از اتحاد مقدس زن و مرد است و این همان راز لبخند مرموزانه مونالیزا است
خلاصه این همه حرف زدم تا برسم به اینجا که بگم، من و علی و داوینچی وایسادیم. این تقسیم بندی های مزخرف دختر و پسر بودن رو باید شکوند. دیگه گذشت اون زمان که مردم به دو گروه مذکر و مونث تقسیم می شدن. ما همه فرزندان مونالیزا هستیم…
۲۶ خرداد ۸۶ @ ۷:۴۹ ب.ظ
یه کمی مشکوک می زنه… ولی منطقی به نظر میاد. البته با توجه به همجنسگرایی لئوناردو تا یه حدی میشه در مورد این قضایا فکر کرد… ولی اشکال اصلی اون موقعیه که ما می خواییم از توی یه اثر هنری، بیانیه در بیاریم… چه سیاسی، چه اجتماعی…
فکر می کنم باید مفصل بنویسم…
اردشیر:
بعد از اینکه نوشته علی رو خوندم یاد داوینچی افتادم و این پست رو نوشتم، وگرنه منم باهات موافقم، کار درستی نیست که شان یک شاهکار هنری رو تا سر حد یک بیانیه اجتماعی پایین بیاریم. منم در واقع از حرفای علی به این نتیجه رسیدم نه از تابلوی مونالیزا
۲۷ خرداد ۸۶ @ ۳:۴۵ ب.ظ
یه مقدار قضیه پیچیده تر از اینه… من کلآ نظریات و تفسیرایی مثل این که روی آثار بزرگ و موندگار انجام میشه فقط می خونم و مایل نیستم همچین حرف هایی رو ۱۰۰ در صد قبول کنم. اما خوب دو جنسه بودن مونالیزا احتمالش خیلی بالاست…
من موافق صد در صد قبول آدما به عنوان آدم (و نه زن یا مرد) هستم… یعنی رفتارهای روزانم هم سعی می کنم در این راستا باشه.
اما این که رو همجنسگرا بودن داوینچی تاکید کردی یه ذره یه جوریه… یعنی فکر می کنم هدفت از نوشتن این مطلب واضح نیست… منظورت اینه که باید مرز دختر و پسری یا مذکر و مونثی تو مسائل جنسی هم شکسته بشه؟… یا فقط این نظریه در مورد مسائل اجتماعیه؟…
اردشیر:
از همجنسگرا بودن داوینچی فقط برای این استفاده کردم که بگم دلیل علاقه داوینچی به مونالیزا، جنسیتش نبوده و منظور دیگه ای نداشتم. اصلا مطلب اینقدر ها هم س ک س ی نبود که تو فکر کردی. بیشتر بعد اجتماعی قضیه منظورم بود. تا حالا به قسمت روابط جنسیش فکر نکرده بودم. بیشتر فکر می کنم و نظرم رو می گم
در ضمن، همونطور که گفتی وقتی از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنی، صفحات داخلی با مشکل مواجه میشن. توصیه من اینه که دست از گمراهی برداری و بیای فایرفاکس (علیه السلام) رو نصب کنی تا یک در این دنیا و صد در آخرت ثواب ببری. ولی به هر حال منم سعی می کنم مشکل رو برطرف کنم تا گمراهانی که مثل تو از اکسپلورر استفاده می کنند مشکل نداشته باشند
آخرین نسخه فایرفاکس رو با کلیک بر لینک زیر می تونی دانلود کنی
Download Firefox – Free 2.0.0.4 for Windows, English
۲۸ خرداد ۸۶ @ ۱۰:۵۷ ب.ظ
*****
اردشیر:
اگر به من فحش بدهید کامنت شما را پاک نمی کنم ولی نمی توانم اجازه دهم از فضای من برای توهین به دیگران استفاده کنید
۳۰ خرداد ۸۶ @ ۵:۴۲ ق.ظ
درود اردشیر ،
تو هم زدی تو نهضت زافیسم ، دمت گرم زاف
ولی فقط یه تو ضیح : ما از مرزهای جنسیتی عبور کردیم و دیگه واسه همه محرز شده که مرد و زن با هم یکی هستن ، نهضت زافیسم ، یه فرصت تازست که بگه جنسیت معنی نداره و همه آدمیم ، فرق زافیسم با نهضت مخالفت با تبعیض بین مرد و زن اینه که در زافیسم چون جنسیت معنی نداره ، در نتیجه هیچ تعریفی هم واسه هیچ جنسیتی نمیشه ، معیار آدمینه و نه رفتار های صحیح برخواسته از الگوهای سنتی جنسیتی ، با چنین تعریفی در واقع به یک جور آزادی مطلق جنسی می رسیم که هیچکس بابت رفتارهای متناقض جنسی محاکمه نمیشه ، همجنسگرا ها هم وجود دارند چون دیگه جنسیتی نیست که اونها رو محکوم کنه
۳۰ خرداد ۸۶ @ ۱۱:۱۷ ق.ظ
اولش همین فکر رو کردم. اما خوب واسه همون اشاره ای که کردی، به ذهنم رسید شاید اونجوری هم باشه…
اما خوب از دید اجتماعی صد در صد با نتیجه گیریت موافقم.
از نظر جنسی هم تا حدودی می تونم قبول کنم اما خوب یه چیزایی قضیه رو پیچیده تر می کنه.
در مورد کامنت زیگعلی:
تایید میشه تا حدودی…
در مورد اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس هم مرسی… اما دارمش… استفاده می کنم گاهی. گاهی خل میشه، میرم رو همون اینترنت اکس… اما الآن از جفتش رندمی! استفاده میشه…
۲۵ آبان ۸۶ @ ۳:۱۲ ب.ظ
aalie pesaraye khoob, kheili az weblogetoon estefadeh bordam, mofid boodesh. dastetoon dard nakoneh.
۲۳ دی ۸۶ @ ۲:۰۲ ق.ظ
ای ول چه باحال نوشتی و تفسیر کردی واقعا ادمو به فکر فرو می بره……! خیلی خیلیییییییی لذت بردم