چنین گفت زرتشت
«ای خورشید، ای اختر بزرگ! اگر بر آن ها که نور نثار می کنی نمی تابیدی، خوشبختی تو کجا بود؟!
بنابراین؛ تو، ای چشم آرامی که می توانی به بزرگ ترین خوشبختی ها بدون حسرت و حسد نظر افکنی، مرا برکت ده! برکت ده آن جامی را که پر شده و در حال لبریز شدن است. باشد که آب های آن زرین شوند و با خود آیتی از برکت تو داشته باشند.
افسوس! که این جام بار دیگر خالی شود و زرتشت باز مردی عادی گردد.»
پی نوشت: ممنون از عطیه بابت هدیه زیبایش
پست شده توسط اردشیر طیبی |







پس بالاخره یکی به فرمان فردریش نیچه که در مقدمه کتاب اومده!!! عمل کرد:دی
اردشیر:
آره بشریت چیزی نزدیک به صد سال، یعنی از زمان انتشار کتاب تا زمان تولد من، منتظر بود تا من به دنیا بیام و این کتاب رو به من بدن تا به وصیت نیچه عمل بشه!
سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶ | #
همچون خورشيد باش که اگر خواستي بر کسي نتابي، نتواني !!
سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶ | #
در و د بر تو پسر آر یائی که به پیامبر و نخست ناجی بشر یت تو جه کر دی همان ز ر تشتی که پندار نیک و گفتار نیک و کر دار نیک را گفت تا سر مشقی بر ای تمامی آیین ها باشد
چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶ | #
ايول زرتشت … واقعا پرمحتوا بود … خالي از نظر !!!
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ | #
ايول زرتشت … واقعا پرمحتوا بود … خالي از نظر !!!
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ | #
اين چشه اولش اصلا نمياد بعد دو تا دو تا مياد !
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ | #
×××م تو دهنت
ممنون از لطف شما. سلام من رو به سایر مشهدی ها برسانید!
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ | #
خوش مزه بود كتابش ؟
جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ | #
بگذارید انچه که از دست رفتنیست،برود. از تمام دنیا کافیست فقط یک تن بماند. مرد برتر
من سالهاست که دارم تمرین میکنم تا به آنچه که نیچه گفته دست پیدا کنم، اما همواره یک فکر آزارم میده:این که ایا خود نیچه تونست به آنچه که گفته دست پیدا کنه؟
جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷ | #