ادبیات عامیانه و ادبیات عوامانه!
ادبیات عامیانه، سینمای عامه پسند و… کلماتی هستند که این روز ها زیاد به گوشم می خورند. خیلی ها تا اسمی با پسوند «عامه پسند» را می شنوند موضع می گیرند و آن را مقابل «نخبه پسند» قرار می دهند و بعضی ها هم وانمود می کنند که با شنیدن کلمه «عامه پسند» حالشان به هم می خورد!
چند هفته پیش بود که هفته نامه همشهری جوان در یک پرونده، به صورت کامل و جامع به بررسی وضعیت ادبیات عامه پسند پرداخت و در یک کار نو و بدیع با خیلی از نویسندگانی که اسم هر کدام برای سوراخ کردن اعصاب اساتید و هنرمندان کافی است، مصاحبه کرد. فهمیه رحیمی، م.مودب پور، فتانه حاج سید جوادی و… کسانی هستند که همشهری با آنها مصاحبه کرد و پر فروش ترین رمان های دوران ما را می نویسند و کتابشان به زعم دوستانمان در همشهری جوان در دسته «رمان های عامه پسند» قرار می گیرد!
ابتدا باید تعریفی از ادبیات عامه پسند ارائه کنیم و بعد ببینیم که این کتاب ها چرا در چنین دسته بندی قرار می گیرند. در همه جای دنیا ادبیات عامه پسند، سینمای عامه پسند، موسیقی عامه پسند و به طور کلی «هنر های عامه پسند» به تلاشی می گویند که یک هنرمند انجام می دهد تا هنرش را به زبان مردم جامعه خود عرضه کند. این تلاش بسیار قابل توجه و شایسته حمایت است. ابوالفضل زرویی نصر آباد، طنز نویس، بر اساس همین تعریف می گوید:«باید حواسمان باشد که از ادبیاتی حمایت کنیم که عامیانه است؛ یعنی هنر را به زبان مردم عادی عرضه می کند و به اصطلاح popular است. نه ادبیاتی که عوامانه و مبتذل است» یعنی فرق است بین ادبیات عامیانه و ادبیات عوامانه…
دقیقا هم بحث بر سر همین نکته است. من منکر وجود این ادبیات عوامانه و خواستار نابودی آن نیستم. بلکه معتقدم حضورشان ضروری است و در کنار این کتاب های مبتذل است که کتاب های خوب می درخشند و بیشتر جلوه می کنند. اما نباید فراموش کرد که هنر و ادبیات مقدس هستند و حتی با وجود همه گیر شدن این دست کتاب ها، اگر تلاشی قرار است بشود باید در جهت اصلاح سلیقه کتابخوانی نوجوانان و جوانان باشد نه در جهت بزرگ کردن نویسندگان و کتاب هایی که در کج روی این سلیقه نقش داشته اند!
شما چه فکر می کنید؟!







نه خیلی شور نه بی نمک هر دوش لازمه
جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶ | #
به نظر من اگه گاهي مردم از عام بودن هم خارج بشن و سعي كنن يه كمي تخصصي تر هم بشن بد نيست . البته من منكر اين نمي شم كه ادبيات عامه پسند بهتر از عوام پسنده اما هم عواما بايد عام بدونن هم عاما عوام بدونن بد نيست …
جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶ | #
کاملا با نظر جنابعالی موافقم!
شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶ | #
ار دشیر عزیزم
به نطر من باید از لایه های پایین شر و ع کر د او ل باید سط ح فکر و اند یشه و قر هنگ مر دم را بالا آو ر د چو ن اگر این گو نه شو د به طو ر اتوماتیک خو د اد بیات عامیانه بی خر یدار می شو د
شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶ | #
benazare man har neveshte az tarze fekr va farhang ensan nashat migire
va ta oonja ke midonam bayad to doran tofoliat eslah sorat begire
یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۶ | #
به نظر من هم باید دید مردم تغییر کنه. در همه زمینه ها. البته این اتفاق جز با ارائه آثار مرغوب ممکن نیست. یعنی وقتی چیزهای با کیفیت ارائه بشه انتظارات بالا میره و دید و سلیقه مردم ارتقا پیدا می کنه و این باعث میشه چیزهای بی کیفیت بازارش رو از دست بده.
البته این یه چیزی نیست که تویمدت کوتاه ممکن باشه. طی گذشت سال ها و دهه ها این پیشرفت لاک پشتی به وجود میاد.
در مورد دقت در تفاوت “عامه پسند” با مبتذل و کم ارزش و به اصلاح “چیپ” و سبک هم کاملا موافقم.
هر هنرمندی دوست داره هر لحظه و با هر اثر به علاقمندانش و طرفداران سبکش افزوده بشه. یعنی هدف هر هنرمندی اینه که مورد توجه مردم قرار بگیره اما این عامل نباید باعث بشه به خاطر استقبال مردم از آثار قبلیش، اثر جدیدش رو با کیفتی برابر یا حتی پایین تر به بازار عرضه کنه و به دنبال موفقیت احتمالی اون، باقی هم راهش رو پی بگیرن. باید همیشه توجه به پیشرفت رو در ارائه کاراش لحاظ کنه.
دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶ | #