آن کلام اهریمنی…
فربد عزیز در وبلاگش چند خطی راجع به «میرا» نوشته است و حسابی تحریکم کرده که برای بار چهارم از این کتاب که مدت هاست فکرم را مشغول کرده بنویسم.
گفتی و گفتم سور رئال اما دروغ گفتی و دروغ گفتم! دروغ می گوییم که میرا سور رئال است، میرا خود حقیقت است و کاملا رئال. ما چون نمی خواهیم دنیایی که اطرافمان را گرفته باور کنیم می گوییم میرا سور رئال است، اما دیگر چه چیز رئال تر از این می تواند باشد. دنیا، دنیای بی عشقی است. دوست داشتن "چنان که همه می دانیم" گناهی است نابخشودنی و انسان سالم "آنچه را که تحقیر می کند دوست دارد "
این یک پیام و تراژدی کمدی است که در یک نکته خلاصه می شود و آن کلام اهریمنی است که شکسپیر خود در آغاز نمایشنامه مکبث بر زبان آن سه جادوگر دوزخی و خواهران هولناک "Wierd Sisters" جاری کرده است، آنها همچنانکه در هوای آلوده و مسموم بال می زنند این ترجیع شوم را زمزمه می کنند که:
«زشت زیباست،
زیبا زشت است
در هوای تیره و ناپاک پرواز کنید.»
و نه فقط مکبث بلکه همه نمایشنامه های شکسپیر پاسخی است به این القای شیطانی؛ یعنی چنین نیست. بلکه زیبا زیباست و زشت زشت است. هرگز پلیدی و ظلمت با پاکی و نور یکسان نخواهد بود و این دغدغه مشترک حافظ و مولانا و شکسپیر و دانته است و در هر جمله ای فریاد می زنند که عشق زیباست و زندگی بدون عشق معنی ندارد.
کلام آخر اینکه دنیا بازتاب نگرش ماست، آنها که عشق را زشت می دانند "موجودات اصلاح شده" ای هستند که استعداد جذب چیزی جز زشتی را ندارند و یا دارند و آن را تحقیر و پنهان می کنند. شعور و وجدان آفرینش نیز همچون کوه و آینه در نقش ها و نغمه های نیک و بد برابر نیست و چهره موزون و ناموزون و آوای خوش و ناخوش را فرق می نهد. اگر با صورت زشت جلوی آینه قرار بگیریم و یا اگر در کوه فریاد ناموزون سر دهیم همانی را می بینیم و می شنویم که عرضه می کنیم و نه غیر!
به قول سنایی: بانگ خوش دار چون به کوه آیی / کوه را بانگ خر چه فرمایی
۵ اردیبهشت ۸۶ @ ۱:۱۹ ق.ظ
ار دشیر عزیز م
می گو یند بی عشقی ز یباست چو ن د ل عشق و ر زیدن ندار ند به قو ل عاشق شیر از
عاشقی شیو ه ر ندان بلاکش باشد
ناز پر و ر ده تنعم نبر د به راه دو ست
آری پسر خو ب از بلا می تر سیم اما نمی دانیم که خو د بی عقش بزر گتر ین بلا است حکایت میر ا را بر ای چه سی سو ر ئال است ؟ بر ای کسانی که خو د در طلسم جاد و گر نفر ت و تر س و بی دلی گر فتار ند
آری پسر خو ب عاشق تا بو د ه متاسفانه عاشق کشی بو ده و لی چه باک
۵ اردیبهشت ۸۶ @ ۱:۲۲ ق.ظ
in ardeshir ham khodesho ham maharo ba in mirao jado abade mira khafe karde
sobh ta shab ya mira mikhone ya mira moarefi mikone ya sms mide mige ketabe miraro bekhonid
۵ اردیبهشت ۸۶ @ ۸:۵۷ ق.ظ
اردشیر طیبی را دریابید.
آن میا را بگیرید.
آخر خودکشی می کند…. این پسر!
تیتر اول روزنامه ها نشی پسرم!
۷ اردیبهشت ۸۶ @ ۵:۳۱ ق.ظ
سلام
من در مورد این پست اصلا هیچ صحبتی نمیکنم
چون هنوز میرا رو نخوندم
قراره یکی برا بیاره که بخونم
۷ اردیبهشت ۸۶ @ ۵:۳۴ ق.ظ
لز کامننتی هم که گذاشته بودی ممنون
۸ اردیبهشت ۸۶ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ
اردشیر حق داری خودتو بکشی چون کتابه حرف نداشت ادامه بده موفق میشی
وبلاگمو آپ کردم
۹ اردیبهشت ۸۶ @ ۹:۴۳ ق.ظ
“روباه بسیار چیزها می داند اما خارپشت یک چیز بزرگ می داند”
آرشیلاخوس
۹ اردیبهشت ۸۶ @ ۹:۴۷ ق.ظ
مکبث را دیروز در کتابخانه ثبت کردم!
۲۰ تیر ۸۶ @ ۹:۳۷ ق.ظ
DFXGDXFGHJیبلتنقثمنرتیئبد ثENRDLKJEHF,MSANDFبعهیلایمنتبایمئزLKDVJDSLKVN,X.دینتباسینئبردسیئ SDHFEOS;KJCNSMNCLDSKNCVیبنتایزرنمئسد