<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: آهای پسر! جلوی پات رو نگاه کن&#8230;</title>
	<atom:link href="http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html</link>
	<description>یادداشت های اردشیر طیبی</description>
	<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 00:22:50 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
		<item>
		<title>با: kuroshmm</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-168</link>
		<dc:creator>kuroshmm</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-168</guid>
		<description>اصن مگه کلیسای وانک تو اصفهانه ؟ D: 
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصن مگه کلیسای وانک تو اصفهانه ؟ D:</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ندااا</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-163</link>
		<dc:creator>ندااا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-163</guid>
		<description>من غیرتی شدمااا اردشیر یه چیزی میگم به بعضیااا هااا. باشه اگر شکلات خریدم واست؟؟؟/ چرا من هر جا یمرم یکی مثله من هست؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من غیرتی شدمااا اردشیر یه چیزی میگم به بعضیااا هااا. باشه اگر شکلات خریدم واست؟؟؟/ چرا من هر جا یمرم یکی مثله من هست؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نداا</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-162</link>
		<dc:creator>نداا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-162</guid>
		<description>ما که نتونستیم از خجالتت در بیایم تا الانشم عذاب وجدان داریم/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما که نتونستیم از خجالتت در بیایم تا الانشم عذاب وجدان داریم/</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محیا</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-167</link>
		<dc:creator>محیا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-167</guid>
		<description>اردشیر:
حرف من رو نگرفتی، هر کسی می تونه قرائت خودش رو از حافظ داشته باشه، من فقط با یک وجهی دیدن افکار حافظ مخالفم. چه این وجه صد در صد ماتریالیستی باشه و چه صد در صد الهی!

باهات موافقم. من صرفا حرفم در مورد مرغ و غاز بود! وگرنه این حرف تو که کاملا درسته... اصلآ من تو کامنت قبلی هم مخالفتی نداشتم. فقط خواستم بیشتر در مورد موضوع توضیح بدم...
حرفمون یکیه...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اردشیر:<br />
حرف من رو نگرفتی، هر کسی می تونه قرائت خودش رو از حافظ داشته باشه، من فقط با یک وجهی دیدن افکار حافظ مخالفم. چه این وجه صد در صد ماتریالیستی باشه و چه صد در صد الهی!</p>
<p>باهات موافقم. من صرفا حرفم در مورد مرغ و غاز بود! وگرنه این حرف تو که کاملا درسته&#8230; اصلآ من تو کامنت قبلی هم مخالفتی نداشتم. فقط خواستم بیشتر در مورد موضوع توضیح بدم&#8230;<br />
حرفمون یکیه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرشید</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-166</link>
		<dc:creator>فرشید</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-166</guid>
		<description>نظری ندارم
نمی فهمم چی نوشتی!!!!!!!!!!!!!
به دوست عزییت بگو حتما به نوع کاشت چمن های آزادی نیگا کنه
آزادی چیزی نیست که بهش افتخار کنم.
من عاشق ایرانم و هر چیش روش 
همین می فهمی پسر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظری ندارم<br />
نمی فهمم چی نوشتی!!!!!!!!!!!!!<br />
به دوست عزییت بگو حتما به نوع کاشت چمن های آزادی نیگا کنه<br />
آزادی چیزی نیست که بهش افتخار کنم.<br />
من عاشق ایرانم و هر چیش روش<br />
همین می فهمی پسر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تو رج</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-165</link>
		<dc:creator>تو رج</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-165</guid>
		<description>ار دشیر جان  کامنتم را خو اندم خو استم یک تو ضیحی بد هم منظو ر من از بد نامی همان عاشق شد ن و آد م ماندن است و از زبان حافظ لفظ بد نامی را استفاده کر دم و گر نه اگر نامی باشد چه خو شکه با عشق باشد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ار دشیر جان  کامنتم را خو اندم خو استم یک تو ضیحی بد هم منظو ر من از بد نامی همان عاشق شد ن و آد م ماندن است و از زبان حافظ لفظ بد نامی را استفاده کر دم و گر نه اگر نامی باشد چه خو شکه با عشق باشد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تو ر ج</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-164</link>
		<dc:creator>تو ر ج</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-164</guid>
		<description>ار دشیر عزیزم
جانا سخن از دل ما می گو ئی 
این جکایت شعرهای حافظ هم من خیلی دیدم آد مهائی که عشق را ماو ر ائی و تنها ماو ر ائی می دانند نه از ماو را چیزی فهمیده اند و نه عشق را می تو انند تفسیر کنند  دو ستان عزیزی که از ماو ر ائی عشق می گو یند آنچنان گر فتار ز مینی بو دن هستند که تنها عشق را چو ن یک دستمال کهنه به دو ر می افکنند اصو لا این آد مها ز منی نیز نیستند بلکه زیر ز مینی !هستند که اگر ار تقا کنند تازه ز مینی می شو ند  به قو ل حافظ
گر همچو من افتاده این دام شو ی
ای بسا که خراب باده و جام شو ی
ما عاشق و ر ند و مست و عالم سو ز یم
با ما منشین اگر نه بد نام شو ی
ار دشیر عزیز این آد مها برای این که نمی خو اهند بد نام شو ند عشق را تقسیم می کنند 
مر سی پسر خو ب از نو شته ز یبایت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ار دشیر عزیزم<br />
جانا سخن از دل ما می گو ئی<br />
این جکایت شعرهای حافظ هم من خیلی دیدم آد مهائی که عشق را ماو ر ائی و تنها ماو ر ائی می دانند نه از ماو را چیزی فهمیده اند و نه عشق را می تو انند تفسیر کنند  دو ستان عزیزی که از ماو ر ائی عشق می گو یند آنچنان گر فتار ز مینی بو دن هستند که تنها عشق را چو ن یک دستمال کهنه به دو ر می افکنند اصو لا این آد مها ز منی نیز نیستند بلکه زیر ز مینی !هستند که اگر ار تقا کنند تازه ز مینی می شو ند  به قو ل حافظ<br />
گر همچو من افتاده این دام شو ی<br />
ای بسا که خراب باده و جام شو ی<br />
ما عاشق و ر ند و مست و عالم سو ز یم<br />
با ما منشین اگر نه بد نام شو ی<br />
ار دشیر عزیز این آد مها برای این که نمی خو اهند بد نام شو ند عشق را تقسیم می کنند<br />
مر سی پسر خو ب از نو شته ز یبایت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: vida</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-161</link>
		<dc:creator>vida</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-161</guid>
		<description>من تا به حال اصفهان و شیراز نرفتم اما اینجا ها هم جاهای دیدنی زیاد داره ... همین تهران خودمون هم کلی جای باحال و دیدنی داره ... منم خودم از جاهای دیدنیش کاخ سعد آباد رو رفتم که با اینکه دو سه بار رفتم بازم دوست دارم برم بس که جای باحالیه ... موزه ی هنرهای معاصر هم خوبه خوش می گذره :دی ... دیگه اینکه من کاندید می شم که اینجت که گفتی بیام اما چون نمی تونم بیام انصراف خودمو اعلام می کنم و جامو می دم به یکی دیگه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من تا به حال اصفهان و شیراز نرفتم اما اینجا ها هم جاهای دیدنی زیاد داره &#8230; همین تهران خودمون هم کلی جای باحال و دیدنی داره &#8230; منم خودم از جاهای دیدنیش کاخ سعد آباد رو رفتم که با اینکه دو سه بار رفتم بازم دوست دارم برم بس که جای باحالیه &#8230; موزه ی هنرهای معاصر هم خوبه خوش می گذره :دی &#8230; دیگه اینکه من کاندید می شم که اینجت که گفتی بیام اما چون نمی تونم بیام انصراف خودمو اعلام می کنم و جامو می دم به یکی دیگه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: nima</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-160</link>
		<dc:creator>nima</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-160</guid>
		<description>تنک یو مستر اردشیره ! راستی مگه همراه همیشگیت* پیشت نیست که دنبال همراه می گردی ؟ دی
دوما: خودم پایتم بدجور واسه کاخ گلستان واینا ولی حیف که ایام الله امتحان و این ضریب لعنتی کنکور در پیش است 

*شرکت ارتباطات سیار

&lt;b&gt;اردشیر:
بشین درست رو بخون بچه، من هر چی می گم تو پایه ای! مگه درس نداری تو!&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تنک یو مستر اردشیره ! راستی مگه همراه همیشگیت* پیشت نیست که دنبال همراه می گردی ؟ دی<br />
دوما: خودم پایتم بدجور واسه کاخ گلستان واینا ولی حیف که ایام الله امتحان و این ضریب لعنتی کنکور در پیش است </p>
<p>*شرکت ارتباطات سیار</p>
<p><b>اردشیر:<br />
بشین درست رو بخون بچه، من هر چی می گم تو پایه ای! مگه درس نداری تو!<br /></b></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محیا</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/20/post_41.html#comment-157</link>
		<dc:creator>محیا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=41#comment-157</guid>
		<description>سلام...
مسلمآ همیشه همین طوریه... چون نوع برخورد یک ساکن(کلمه دیگه ای چرا به ذهنم نرسید!) با یه توریست فرق می کنه. فکر کنم آخرش موفق نشی مثل یه توریست از جاهای دیدنی تهران بازدید کنی...
همه همین طورن. منم تا اینجا مهمون نداشته بشیم جاهای معروف دبی رو زیاد سر نمی زنم. مثلا اسکی دبی تا حالا نرفتم!
فکر کنم عادیه...
کلآ بحث اینه که هر کس چه استفاده و چه نفع و دید و هدفی داشته باشه. تو که تو تهران زندگی می کنی برات مهم نیست تهران چه جاهای تاریخی یا فرهنگی یا مهمی داره. چون چه اونا باشن، چه نباشن، تو باید تو این شهر زندگی کنی. اما مثلا تا دلت بخواد فروشگاه ها و رستوران ها و خیابونا رو می شناسی. چون از اونا استفاده داری و واسه زندگی تو شهرت باید اونا رو بشناسی فقط. اما خوب توریسته این زندگی عادی رو می تونه تو شهر خودش داشته باشه. میره یه شهره دیگه تا چیزای متفاوتی ببینه، چیزایی که تو شهر خودش نیست یا هست اما نیازی بهشون نداره و توجهی نمی کنه.
مسئله دوم هم همینه... کسی که از شعر حافظ برداشت خاصی می کنه، دوست داره همچین برداشتی داشته باشه و از این برداشت لذت می بره. اگه همچین برداشتی نکنه، حافظ به خودش نزدیک تر میشه و این با پیش زمینه ذهنش در تضاده و از این نزدیک شدن می ترسه. برای همین سعی می کنه اشعار اونو ماورایی تر جلوه بده. یا اینکه اصلآ سودش و منفعتش تو اینه که حافظ همه شعراش معانی که اون دوست داره داشته باشن! در واقع به این نوع تفسیر برای اثبات باقی حرفاش نیاز داره.
اما یکی دیگه که عاشقه... شعرای حافظو می خونه و یاد معشوقش میافته و براش خنده داره که اون آدم اولیه چه تفسیری از این شعرا داشته...
به هر حال هر کس تو شعر حافظ دنبال یه چیز دیگه.. همون طور که تو تهران و اصفهان هرکی دنبال کار خودشه!...


*
راستی پست دوم فروردینتو الآن خوندم... Christian Bale از اون بازیگراییه که تو چشمش یه چیزایی داره که همیشه جذبت میکنه. نمی دونم چجوری میشه گفت اما چشاش خیلی عمیقه... همیشه انگار داره به یه موضوع مهم فکر می کنه!:دی
بازیش تو the prestige رو با the machinist مقایسه کن. واقعآ بازیگره...
راستی خوشحالم که پز دادن های من باعث خیر شده!:دی

&lt;b&gt;اردشیر:
حرف من رو نگرفتی، هر کسی می تونه قرائت خودش رو از حافظ داشته باشه، من فقط با یک وجهی دیدن افکار حافظ مخالفم. چه این وجه صد در صد ماتریالیستی باشه و چه صد در صد الهی!&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;<br />
مسلمآ همیشه همین طوریه&#8230; چون نوع برخورد یک ساکن(کلمه دیگه ای چرا به ذهنم نرسید!) با یه توریست فرق می کنه. فکر کنم آخرش موفق نشی مثل یه توریست از جاهای دیدنی تهران بازدید کنی&#8230;<br />
همه همین طورن. منم تا اینجا مهمون نداشته بشیم جاهای معروف دبی رو زیاد سر نمی زنم. مثلا اسکی دبی تا حالا نرفتم!<br />
فکر کنم عادیه&#8230;<br />
کلآ بحث اینه که هر کس چه استفاده و چه نفع و دید و هدفی داشته باشه. تو که تو تهران زندگی می کنی برات مهم نیست تهران چه جاهای تاریخی یا فرهنگی یا مهمی داره. چون چه اونا باشن، چه نباشن، تو باید تو این شهر زندگی کنی. اما مثلا تا دلت بخواد فروشگاه ها و رستوران ها و خیابونا رو می شناسی. چون از اونا استفاده داری و واسه زندگی تو شهرت باید اونا رو بشناسی فقط. اما خوب توریسته این زندگی عادی رو می تونه تو شهر خودش داشته باشه. میره یه شهره دیگه تا چیزای متفاوتی ببینه، چیزایی که تو شهر خودش نیست یا هست اما نیازی بهشون نداره و توجهی نمی کنه.<br />
مسئله دوم هم همینه&#8230; کسی که از شعر حافظ برداشت خاصی می کنه، دوست داره همچین برداشتی داشته باشه و از این برداشت لذت می بره. اگه همچین برداشتی نکنه، حافظ به خودش نزدیک تر میشه و این با پیش زمینه ذهنش در تضاده و از این نزدیک شدن می ترسه. برای همین سعی می کنه اشعار اونو ماورایی تر جلوه بده. یا اینکه اصلآ سودش و منفعتش تو اینه که حافظ همه شعراش معانی که اون دوست داره داشته باشن! در واقع به این نوع تفسیر برای اثبات باقی حرفاش نیاز داره.<br />
اما یکی دیگه که عاشقه&#8230; شعرای حافظو می خونه و یاد معشوقش میافته و براش خنده داره که اون آدم اولیه چه تفسیری از این شعرا داشته&#8230;<br />
به هر حال هر کس تو شعر حافظ دنبال یه چیز دیگه.. همون طور که تو تهران و اصفهان هرکی دنبال کار خودشه!&#8230;</p>
<p>*<br />
راستی پست دوم فروردینتو الآن خوندم&#8230; Christian Bale از اون بازیگراییه که تو چشمش یه چیزایی داره که همیشه جذبت میکنه. نمی دونم چجوری میشه گفت اما چشاش خیلی عمیقه&#8230; همیشه انگار داره به یه موضوع مهم فکر می کنه!:دی<br />
بازیش تو the prestige رو با the machinist مقایسه کن. واقعآ بازیگره&#8230;<br />
راستی خوشحالم که پز دادن های من باعث خیر شده!:دی</p>
<p><b>اردشیر:<br />
حرف من رو نگرفتی، هر کسی می تونه قرائت خودش رو از حافظ داشته باشه، من فقط با یک وجهی دیدن افکار حافظ مخالفم. چه این وجه صد در صد ماتریالیستی باشه و چه صد در صد الهی!<br /></b></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
