در بابل لذتی است که در ۲۱گرم هم نیست!
شکسپیر می گوید:«خوشبخت ترین مردم آنانند که به دو چیز دسترسی داشته باشند: کتاب خوب و یا دوستانی که اهل کتاب هستند» فکر کنم اگر حضرت شکسپیر در قرن حاضر زندگی می کرد حتما انتهای جمله اش را به این گونه تغییر می داد:«… DVD خوب و یا دوستانی که DVD خوب زیاد دارند!»
قصدم از این مقدمه کوتاه فقط این بود که: ۱-پز دوست های خوبم را بدهم که DVD هایشان را بذل و بخشش می کنند و ۲-نام فیلم هایی که این چند روز دیده ام را بنویسم تا حسودیتان بشود!
Carandiro، Appocalypto، Stigmata، Departed، Babel، flags of our father اینها همه فیلم هایی است که من ظرف این چند روزه دیدم.
اگر بخوام راجع به هر کدوم نظر کوتاهی هم بدم باید بگم که «کاراندیرو» از نظر هنری چیز خاصی نداشت ولی فیلم نامه اش جوری به اتمام می رسد که اصلا انتظارش را ندارید.
Appocalypto یا آخرالزمان که ساخته مل گیبسون است هم فیلم بسیار خشنی بود و پر از صحنه هایی که هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم برای دیدنش طاقت بیاورم، اما داستان آنقدر جذاب هست که حتی اگر مثل من طاقت دیدن خورده شدن سر یک انسان توسط ببر را نداشته باشید باز هم تا آخر فیلم از جایتان تکان نخورید! (فیلم نامه را فرهاد صفی نیا نوشته و تدوین صدایش را هم کامی عسگر انجام داده که برای تدوین صدا کاندید اسکار هم بود ولی برنده نشد)
Stigmata درست همان سبکی است که می پسندم، داستانی مملو از اتفاقات ماورا الطبیعه که همه باور های غلط مذهبی را به سخره می کشد و روحانیون تبهکار را رسوا می کند!
Departed هم آن چیزی نبود که انتظارش را داشتم.البته شاید تقصیر من است که از مارتین خان اسکورسیزی انتظار بیش از حد دارم ولی شاید می شد فیلم را جور دیگری تمام کرد! اما به هر حال از اینکه اسکورسیزی (ارواحنا فدا) یک عدد مجسمه خوشگل اسکار نشان گرفت بسی خوشحالیم و در پوست خود هم جا نمی گیریم!
اما Babel بی نظیر بود، بهترین فیلمی بود که این چند وقته دیدم و به سرع
ت در لیست مورد علاقه های من تا رده سوم بالا اومد (راجع به این لیست بعدا توضیح میدم) الخاندرو گونزالز ایناریتو که قبلا با ۲۱گرم من رو به مرحله کف کردن رسونده بود این دفعه هم نشون داد که میشه هم هنرمند بود و هم فیلم بازاری ساخت! در بابل به طور بی نظیری چهار خانواده از چهار نقطه مختلف دنیا (مراکش، آمریکا، ژاپن، مکزیک) بدون اینکه حتی یک سکانس مشترک داشته باشند با هم گره می خورند و سرنوشتشان به یکدیگر ربط پیدا می کند.فیلم های ایناریتو را باید چندین و چند بار دید و به طور معجزه آسایی در هر بار یک جلوه جدید از داستان به روی شما باز می شود.بابل را به هیچ وجه از دست ندهید!







بابل از اون دسته فیلم هاست که از حدودا از دقیقه ی ۳۰ تو رو به فکر فرو میبره و سوالای متعددی در ذهنت ایجاد میکنه ! فقط بدیش اینه که سوالای اشتباهکی تو ذهنت مطرح میشند ! مثه اینکه حیف این موسیقی متن نیست ! حیف این قاب های بی نظیر نیست ! چرا داستان این قدر داغونه ! چن تا خانواده ای که نکبت در زندگیشون جاری شده رو با اعراق فراوان نشون میده که چی بشه ! اون وسطای کار هم ۲۱ گرم مداوم توی ذهنت رژه میره و این دفعه با خودت میگی حیف ایناریتو نیست ! بابل نارسا ترین فیلمی بود که امسال دیدم و تنها چیزی که باعث میشه خیلی غصه ی وقت رفته پا این فیلم رو نخوری اون قاب هاش و موسیقی متن بود .
جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ | #
منم یه پز بدم تا بدونی دست بالای دست بسیار است!
حالش به اینه که این فیلما رو تو سینما ببینی!:دی
البته من Departed، Babel رو دیدم از لیستت. اما دنبال دیدن flags of our father هم هستم. اما فکر نمی کنم Appocalypto چیز خاصی باشه. باقی رو نمی دونم. اما به بابل و دیپارتد، بلاد دایمند و پرستیژ رو هم اضافه کن:دی به نظر من دیگه برو بترک دیگه!(از حسودی!):دی:دی:دی:دی
اما به نظر من اسکورسیزی باید جایزه بهترین کارگردان رو می گرفت اما صد% جایزه بهترین فیلم مال بابل بود! گلدن گلب حقش رو خوب داد اما اسکاری ها باز اشتباه کردند. امسال که همه می گفتند مراسم اسکار ایترنشنال ترینه و … خیلی خوب میشد که بابل برنده شه.
اما گذشته از جوایز. منم از فیلم واقعآ لذت بردم. از پیام ساده فیلم که همه مثل هم هستیم، خوب یا بد…. همه هرجا که باشیم شبیه همیم. به نظر من فیلنامه هم چیز جالبی بود. هر کدوم از این چهار قسمت خودش می تونست یه فیلم باشه و هنر فیلنامه البته با کمک تدوین این بود که این چهار تا فیلم به خوبی به هم گره خوردند. تا یک بار برای یه خانواده مغربی گریه کنی. یک بار برای یک ژاپنی. یک بار برای یه مرد امریکایی و یک بار هم برای یک مکزیکی. برای اینکه به دنیا فکر کنیم. به کنار هم بودن. به اینکه همیشه خودمون رو جای دیگران بذاریم و اونا رو مثل خودمون ببینیم. مسلمآ اگه اینجوری باشه انقدر در مورد هم ساده قضاوت نمی کنیم…
در کل من با نظر کوروش مخالف و با نظر تو موافقم. بابل بهترین فیلم امسال بود!
اردشیر:
نه خدایی حسودیم شد! من هم پرستیژ می خواااااااام.من هم بلاد دایموند می خوااااااااام! من مامانم رو می خوااااااام!
این کوروش رو هم ولش کن بی سلیقه است :دی بابل واقعا خوب بود
جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ | #
بی سلیقه خودتی ! بارسایی سوراخ D:
غیر از Departed ، تو فیلمایی که من دیدم prestige و inside man خیلی باحال بودند . اونا رو هم حتما ببین
جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ | #
ای ول سعی می کنم گیر بیارم ببینم
شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ | #
فیلما رو از کی گرفتی ؟
شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ | #
با appocalypto و the departed کاملاً موافقم (^_^) خیلی توپه .
با این نوشته ات خیلی حال کردم .
موفق باشی
شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ | #
منم اصلا نميگم فيلمها براي اميد محدث بودها
قابل توجه اميد محدث:
براي اين خبر رساني نهايت توجه شما را نسبت به خودم خواستارم
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ | #
آقای برادر سلام!
مرسی از اطلاع رسانی و اینکه خط خطی های مجازی مرا مورد لطف قرار دادید ایضا!
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ | #
عالی و ز یبا و پر احساس ار دشیر عز یز م
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ | #
سلام …
من هم ممنون بابت اطلاع رسانی …. خواهش می کنم(:
خوشحالم که مطلب بلاگم تونسته مفید واقع بشه (: باز هم ممنون …
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ | #
خدایی بابل اینقدم خفن نبود كه اینطوری فاز گرفتی.یعنی اصن من از اصله قضیه مشكل دارن.یعنی میخوام بگم ۲۱ گرمم اونقدرا فیلمه خدایی نبود
سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ | #