رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

گناه تنهایی، نگاهی به رمان توقیف شده میرا

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۵

میرا؛ نویسنده:کریستوفر فرانک

مدتی است که تصمیم داشتم «میرا» را بخوانم و فرصتی برای این کار پیش نمی آمد.تا اینکه انتشار نقد این کتاب در رادیو زمانه و سپس یکی از یادداشت های وبلاگ فروغ و چند وبلاگ دیگر و البته خبر توقیفش در تابستان امسال، انگیزه ام را برای مطالعه اش بیشتر کرد.

میرا از آن دست کتاب هایی است که زمین گذاشتنش تقریبا غیر ممکن است.راوی، خود یکی از شخصیت های داستان است و ماجرا در یک فضای ناشناخته آغاز می شود و ما را از همان ابتدا در یک محیط وهم آلود قرار می دهد که کمی هم دلهره آور است:

«ما در مربع ۸۳۷-۳۳۳-۴ شرق زندگی می کنیم…ما یک خانه معمولی داریم با دیوار های شفاف تا چهار نفر ساکنان ان نتوانند خود را از چشم دیگری پنهان کنند.»

آنچه که برای راوی آشنا و طبیعی است برای ما خوانندگان غیر عادی جلوه می کند.آنچنان که ژان لویی کورتیس نیز در مقدمه کتاب می گوید:«از میان انواع طنز های سیاه که می شناسیم، از زمان سور رئالیسم به این سو، نویسنده میرا کلاسیک ترینشان را انتخاب کرده است که قوی ترین و کاراترین شان هم هست، و آن طنز swift است؛ یعنی چیزی را که عادی است غیر عادی ترین چیز ها وانمود کنیم، چیزی را که جرم است عدالت بشماریم و آنچه را که دیو آساست، اطمینان بخش بخوانیم»

این سبک طنز در عبارت زیر نمود کامل پیدا می کند:

«در مدرسه، از اول می خواستم بهتر از دیگران کار کنم.به رقابت پناه می بردم که بزرگ ترین گناه دنیا است…در سال دوم تحصیل به خاطر این که سه بار پشت سر هم در یک ماده شاگرد اول شده بودم، تنبیه شدم.به «شورای رفاقت» احضار شدم و از من خواستند که علت رفتارم را توضیح بدهم…»

راوی در دنیایی زندگی می کند که دوست داشتن جرم است، زیرا این کار باعث می شود تا از توجه به دیگران باز بماند و «آنها» این را گناهی نابخشودنی می دانند و وقتی که او و تویا احساس می کنند که به یکدیگر علاقمند شده اند، می گوید که بیمار است و این از نشانه های بیماری اش است.

«نشانه‌ای تازه از بیماریم را کشف کرده ام.. چیزی را که ستایش می‌کنم دوست دارم. و حال آن که فرد سالم چیزی را که تحقیر می‌کند دوست دارد. یا بهتر بگویم: فرد سالم تحقیر نمی‌کند، بلکه می‌تواند متوجه عیبی بشود و همین عیب، عشقش را باعث می‌شود. برای فرد سالم دوست داشتن خوبی‌های دیگری دلیل عشق نیست بلکه دوست داشتن عیب‌های دیگری بزرگ‌ترین دلیل عشق است.»

در دشت زندگی او چنین افرادی را به خانه اصلاح می برند و  در یک اقدام وحشتناک، نقابی را بر چهره «اصلاح شدگان» یعنی شورشی های سابق می گذارند و این به وسیله جراحی پلاستیک و روان شناسی صورت می گیرد، تا آنها را به اطاعت و اهلی شدن بکشانند:

«تویا یک ماه بعد بازگشت و در حالی که نقاب لبخند بر چهره داشت.برداشتن نقاب برایش ناممکن بود چون جزئی از صورتش شده بود.مثل این بود که به صورتش جوش خورده بود.پلاستیک به مرور زمان در پوستش چنان نفوذ می کرد که به زودی پوست و نقاب یکی می شدند…»

آنها برای اصلاح تویا از وجود میرا(خواهر ناتنی راوی) استفاده کرده بودند و همین باعث شده بود تا تویا و میرا هر دو خصوصیاتی از یکدیگر را داشته باشند و این مقدمه عشق راوی به خواهرش شد.عشقی که «آنها» با فرستادن راوی و همچنین میرا به خانه اصلاح سعی در از بین بردن آن داشتند.

اما بعد از اصلاح، میرا و برادرش هیچ چیز از گذشته به خاطر نمی آوردند و فراموش کرده بودند که روزی عاشق یکدیگر و پیش از آن خواهر و برادر یکدیگر بودند.ولی در انتهای داستان مجددا برق چشمان سبز رنگ میرا، آتش عشق را در وجود راوی شعله ور می کند و تصمیم می گیرند که از دشت فرار کنند که در حین فرار، «یک اصلاح شده با لبخندی پهن» آنها را به رگبار گلوله می بندد و میرا برای دفاع از عشقش خود را در مسیر گلوله ها قرار می دهد ولی هر دوی آنها کشته می شوند.

مرتبط:

نگاهی به رمان توقیف شده میرا-مجتبی پور محسن؛ رادیو زمانه

عشق و عیب-مهدی جامی؛ سیبستان

میرا…یک شاهکار!-فروغ؛ سیمای زنی در میان جمع

میرا-کتب های عامه پسند

start working from the first time

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵

دوستی می گفت که هر روز که از خواب بیدار می شود از پنجره نگاهی به بیرون می اندازد و به خود می گوید:«امروز روز دیگری است!» و از تاثیر بسیار این جمله بر زندگی اش برایم حرف ها زد.

من دو جمله دیگر هم به اول و آخر این پند با ارزش اضافه کردم و از آن روز به بعد هر صبح این جمله را تکرار کردم:«امروز روز دیگری است.خیلی بهتر از دیروز و نه به خوبی فردا!» تاثیری که بر زندگی ام گذاشته غیر قابل وصف است و کلمات در بیان آن ناتوانند.ولی اگر واقعا می خواهید تاثیرش را درک کنید، توصیه می کنم همین فردا صبح قبل از هر کاری (حتی قبل از آنکه قورباغه را قورت بدهید!) جلوی پنجره بروید و این جمله را زمزمه کنید تا معجزه کلمات را حس کنید.

روی شامپو های Head & Shoulders این جمله نوشته شده:
start working from the first wash

شاید بتوان در وصف این پند نیز این جمله را به کار برد:
start working from the first time

امتحان کنید!

ارزش کلکسیونی

دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵

تا به حال اسم ارزش کلکسیونی به گوشتان خورده است؟! یک چیز وقتی ارزش کلکسیونی پیدا می کند که تنها یکی باشد! اگر دو تا شد ارزشش نصف می شود و اگر سه تا شد ثلث و الی آخر…

مثلا اگر ۵۰ تا الماس مثل جواهر کوه نور در دنیا بود، هیچ وقت دیگر این جواهر ارزش امروزیش را نداشت! یا مثلا اگر ۵ نفر بودند که به قدرت فردوسی شعر می گفتند دیگر هیچ کس از این سبک شعر خوشش نمی آمد!

کلمات هم به همین صورت هستند، در خرج کردن بعضی کلمات باید خیلی دقت کرد چون گاهی اوقات ممکن است که ارزش کلکسیونی داشته باشند و تکرار بی رویه اش حال مخاطب را بهم بزند!

از طرف دیگر یک سری کار هایی هم هستند که ارزش کلکسیونی دارند، به این معنی که اگر یک لطف را دو بار (یا بیشتر) در حق کسی بکنید، خدمت شما ارزش خود را از دست می دهد و ممکن است او دريافت فلان سرويس و خدمت را حق مسلمش بداند و حتي شما را دقيقا به خاطر همان خدمت بخواهد!

پی نوشت:راستش جرقه نوشتن این یادداشت از لینک وبلاگی بود که یکی از دوستان به من داد، بنابه دلایلی معلوم و نامعلوم اصلا علاقه ای ندارم که لینک اون وبلاگ رو اینجا بگذارم!

یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵

بیایید با آنها سخن نگوییم، تنها به آنان بنگریم و بگذریم…

دانته

« صفحه ی قبلی

تبلیغات

تقویم

بهمن ۱۳۸۵
ش ی د س چ پ ج
« دی   اسفند »
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale