رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

خیام خوانی در تهران

جمعه ۲۹ دی ۱۳۸۵

مواد لازم:

یک عدد عاشق (هرچه دیوانه تر بهتر)، یک جلد رباعیات خیام (نسخه الکترونیکی هم قبول است)، داشتن امتحان متالورژی و روشهای تولید به صورت توامان، پیژامه گل باقالی یک عدد، رادیوی موج کوتاه یک فروند.

ابتدا رادیو را روشن کرده و روی فرکانس ۴۹ متر برابر با ۶۰۹۰ کیلوهرتز تنظیم کنید.جزوه کپی شده متالورژی را کنار دستتان بگذارید و هر از گاهی به صفحه اول آن نگاه کرده و به میزان دلخواه حرص بخورید.سپس پیژامه گل باقالی را از پای در آورده و به روی جزوه کپی شده متالورژی بیاندازید که دیگر نگاهتان و به آن نیفتد و حرص نخورید.

رباعیات خیام نیشابوری را باز کرده و شروع به خواندن کنید و هر از چند گاهی از حکیم نیشابور تعریف و تمجید کنید و با برخی اشعار احساس هم ذات پنداری کنید و در اندیشه های خود غوطه ور شوید.ناگهان دستی بر شانه خود احساس می کنید، نترسید!مادرتان است که می خواهد به شما بگوید:«بچه چرا با شورت نشستی؟!»

شعر خواندن را ادامه بدهید تا آنجا که مست و نعشه شوید.سپس به اینترنت متصل بشوید و در وبلاگ خود چند شعر که به نظرتان زیبا تر بوده را بنویسید تا دیگران هم حالش را ببرند.سپس بروید کپه مرگتان را بگذارید که فردا باید بروید دانشگاه و وسط امتحانات اساس کشی کنید و به خانه جدید بروید!

گر می نخوری طعنه مزن مستان را/بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره به آن مشو که می می نخوری/صد لقمه خوری که می غلام است آن را
×××
گویند کسان بهشت با حور خوش است/من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار/ کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
×××
می خوردن و شاد بودن آیین من است/فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست/گفتا دل خرم تو کابین من است
×××
یک جرعه می ز ملک کاووس به است/از تخت قباد و ملکت توس به است
هر ناله که رندی به سحرگاه زند/از طاعت زاهدان سالوس به است

۴ نظر »

  1. Anonymous گفت

    very funny

    یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵ | #

  2. هدی گفت

    جالب بود فقط فلسفه ی آن اساس کشی( اثاث کشی!) را نفهمیدم!
    موفق باشی

    چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵ | #

  3. آرزو گفت

    من خیام رو با صادق هدایت شناختم.که یه مقدمه برای رباعیات نوشته. نوشتت یه جورایی جالب بود

    اردشیر:
    آره اون مقدمه رو خوندم، بی نظیره!

    یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵ | #

  4. touraj گفت

    داد اش ار دشیر حالا که از خیام گفتی من هم می گو یم
    هم شاخه امید به خر من ماند
    هم با غ و سر ای بی تو و من ماند
    سیم و ز ر خو یش از در می تا جو ئی
    با ودو ست بخو ر که با دشمن ماند

    شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۶ | #

نظر دهید

:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad:

RSS برای این نظر ها.

تبلیغات

تقویم

دی ۱۳۸۵
ش ی د س چ پ ج
« آذر   بهمن »
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale