رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

امنیت اجتماعی و شکایت کتبی

شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵

تهران مهر ماه ۱۳۸۵:مسئولین مدرسه خواهرم که برای دوره پیش دانشگاهی بیش از سه میلیون تومان پول گرفته اند ، اجبار کرده اند که حتما باید مانتو های جدیدی را که ما تدارک دیده ایم خریداری کنید.قیمت هر کدام هم ۲۰ هزار تومان است و هر کسی تا فلان تاریخ فرصت دارد که برای خرید اقدام کند وگرنه از حضور در کلاس ها محروم است.مادرم با آموزش و سرزنش تماس می گیرد و به این رفتار اعتراض می کند.جواب می شنود:"لطفا تشریف بیاورید و کتبا شکایت کنید"

قزوین آذر ماه ۱۳۸۵:عده ای اراذل و اوباش در یک دعوای وحشتناک با شمشیر و پاره آجر به جان یکدیگر افتاده اند.در حین دعوا یک آجر به در سمت چپ ماشین ما می خورد و در آسیب می بیند و آیینه هم از پایه می شکند.به پلیسی که بعد از مرگ سهراب به محل رسیده مراجعه می کنیم و خسارتی که بر ماشین وارد شده را به او نشان می دهیم و از او می خواهیم که مقصرانش را دستگیر کند.پاسخ می دهد:"لطفا اول وقت تشریف ببرید دادگستری و کتبا شکایت کنید"

تهران دی ماه ۱۳۸۵:همسایه طبقه بالایی ما که شاهد رفتار های مشکوک واحد روبرویش است بعد از در میان گذاشتن با سایر همسایگان به پلیس زنگ می زند و می گوید که همسایه ما مواد مخدر می فروشد و به وضوح به دلالی محبت مشغول است و از نیروی انتظامی می خواهد که کاری بکنند.جواب می شنود:"لطفا تشریف بیاورید کلانتری و کتبا شکایت کنید"

با این بوروکراسی کسالت آور و این همه مشغله ذهنی هیچ کس حال و حوصله اینکه پله های ادارات را بالا و پایین برود و شکایتش را پی گیری کند را ندارد.بنابر این خیالتان راحت باشد، اگر در این مملکت قتل هم انجام بدهید، تا شاکی خصوصی نداشته باشید می توانید به راحتی در خیابان قدم بزنید و مطمئن باشید که کسی کاری به کارتان ندارد.فقط وای به حالتان اگر یک یادداشت انتقادی بنویسید یا اینکه مدیر مسئول نشریه ای باشید که نسبتا آزادانه خبر رسانی می کند، آن موقع است که سر و کله مدعی العموم پیدا می شود و برایتان "کتبا" شکایت می کند.

۳ نظر »

  1. هدی گفت

    جالبه….!
    در مورد بند ۱ بایید بگم از اون مدرسه فقط یه عدد آدم سالم العقل وجود داره که اون هم یک دفتر دار سادس!
    داغ دلم رو تازه کردی….
    موفق باشی

    شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵ | #

  2. بهاره گفت

    خيلي خوب گفتي.چيزي نمونده كه بخوام اضافه كنم.
    توي اين وبلاگت بيشتر از همه اين فتوبلاگت چشم منو گرفته.من عاشق عكاسي‌ام.شايد اگه يه وبلاگ زدم اداتو درآرم.ناراحت كه نميشي؟يه جايي خوندم بهترين ايده‌ها ايده‌هايي هستن كه دزديده مي‌شن!
    ميتوني يه راهنمايي بكني منو درباره ي اينكه دومينت رو از كجا گرفتي؟و طراحي قالبت كار كيه؟اين سيستم نظرخواهي براي من خيلي جالبه كه ميشه زير كامنتا جواب بدي و به تعداد نظرا اضافه نكني.

    اردشیر:
    بهاره جان از طریق ایمیل باهات تماس می گیرم…فعلا بریم تو کافه تا بعد!

    شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵ | #

  3. kuroshmm گفت

    خب حالا مثلا میخوای بگی با این بوروکراسی مشکل داری ؟
    خب عزیزنم این که راهش نیست . بهتره کتبا شکایت کنی D:

    یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۵ | #

نظر دهید

:mrgreen: :neutral: :twisted: :shock: :smile: :???: :cool: :evil: :grin: :oops: :razz: :roll: :wink: :cry: :eek: :lol: :mad: :sad:

RSS برای این نظر ها.

تبلیغات

تقویم

دی ۱۳۸۵
ش ی د س چ پ ج
« آذر   بهمن »
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale